محمد ابراهيمى وركيانى

79

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

مانند گذشته در خدمت مشركان نبودند و به همين‌رو آنها مىكوشيدند تا با شكنجه ، آنان را به آيين شرك بازگردانند . خانواده ياسر عمار و پدرش ياسر و مادرش سميه ، « 1 » ازجمله تازه‌مسلمانانى بودند كه به شدت شكنجه مىشدند . براثر اين شكنجه‌ها ، ياسر و سميه جان باختند ، ولى عمار از طريق تقيه نجات يافت ؛ بدين‌گونه كه او در انديشه فرو رفت كه مرگ من در اينجا فايده‌اى ندارد ، ازاين‌رو بجاست كه جان خويش را حفظ نموده ، در صحنه‌اى جان‌فشانى كنم كه كشته شدنم براى اسلام سودمند باشد . وى با اين انديشه ، به‌ظاهر از اسلام برائت جست و آزاد شد ، اما خيلى زود پشيمان گشت و خود را به پيامبر رسانيد و ماجرا را بازگفت . پيامبر ( ص ) فرمود : « اشكالى ندارد ؛ اگر باز هم گرفتار شدى ، مىتوانى به همين صورت خود را رها سازى . » بدين مناسبت ، آياتى نيز نازل شد : « مَنْ كَفَرَ باللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بالْإِيمَانِ » . « 2 » بلال حبشى وى هيچ‌گاه تحت‌تأثير وسوسه‌هاى مشركان قرار نگرفت و با عشق و علاقه به اسلام گرويد و حاضر به همه‌گونه فداكارى شد . بلال جايگاه ممتازى داشت و به همين دليل با اينكه حبشى بود و با زبان عربى تا حدى بيگانه بود ، پيامبر ( ص ) او را به‌عنوان مؤذن خويش برگزيد . بلال گذشته از اينكه از جمال ظاهرى بىبهره بود ، از نظر صدا نيز صداى دلكشى نداشت و بلكه مخارج حروف را نيز نمىتوانست به‌درستى ادا كند . براى مثال ، او حرف شين را سين ، و حرف « ح » را مانند « » تلفظ مىكرد . آن بلال صدق در بانگ نماز * حى را هى خواند از روى نياز « 3 »

--> ( 1 ) . سميه در آغاز برده ابوحذيفة بن مغيره بود كه پس از آنكه او را به ازدواج ياسر بن مالك درآورد ، آزاد ساخت . ( صفدى ، الوافى بالوفيات ، ج 11 ، ص 3 ) ( 2 ) . نحل ( 16 ) : 106 . ( 3 ) . بنگريد به : مولوى ، ديوان مثنوى ، دفتر سوم ، ص 206 .